محمد باقر شريعتى سبزوارى
248
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
علم النفس از طرف ديگر تحقيقات بسيار مفيد و سودمندى در هر دو قسمت نمودهاند و مخصوصاً در قرون اخير پيشرفتهاى فوقالعاده و قابل ملاحظهاى در هر دو قسمت حاصل شده و دانشمندان نتيجهء زحمات خود را در اختيار عموم علاقهمندان به علم و دانش گذاشتهاند . و همچنين نمىخواهيم در اينجا وارد اين بحث فلسفى بشويم كه آيا نفسانيات حيوان جنبهء مادى دارد و از خواص معينهء تشكيلات مادى بدن حيوان است و يا وجود مستقل دارد و به اصطلاح معمول فلسفى جديد آيا اصالت با روح است يا با مادّه يا با هر دو يا با هيچكدام ؟ هيچيك از اين قسمتها مربوط به مدعاى اين مقاله نيست . آنچه مربوط به مدعاى اين مقاله است كيفيت ميانجى شدن و واسطه واقع شدن ادراكات حيوان است ميان طبيعت حيوانى و غايات و اهداف آن ، و البته آن هم نه تمام ادراكات ، بلكه قسمتى از ادراكات كه ما آنها را « ادراكات اعتبارى » مىخوانيم و اگر احياناً وارد قسمتهاى ديگر بشويم بر سبيل مقدّمه خواهد بود . در اينجا تذكر چند نكته لازم است : الف ) همانطورى كه در مقدّمهء مقاله تذكر داديم « اصل كوشش براى حيات » ، قانون عمومى موجودات زنده است و گفتيم كه موجود زنده در يك كوشش دايمى است و آن كوشش به طرف جلب نفع و فرار از زيان متوجه است . البته فعاليت و كوشش دايم اختصاص به حيوان ندارد ، نباتات بلكه جمادات نيز در يك فعاليت دايم هستند « چه ، يك قطره و ذره بىكار نيست » و مىتوان گفت وجود مساوى با فعاليت است و موجود غير فعال نداريم ، ولى آنچه بالاختصاص دربارهء حيوان گفته مىشود يك نوع فعاليت مخصوص است كه از آن به « كوشش براى حيات » يا « كوشش براى بقا » تعبير مىشود ؛ يعنى كوشش حيوان در يك جهت و مسير معين است و آن حيات و بقاى خود حيوان است و به تعبير ديگر حيوان در يك فعاليت و كوشش دايمى براى « خود » است و همهء كوششهاى حيوان گرد يك نقطه مركزى مىچرخند و آن حيات و بقاى خود حيوان است و همين قانون حياتى است كه « تنازع بقا » را در حيوانات به وجود آورده است و عن قريب ، آنجا كه از اصل « استخدام » سخن به ميان مىآيد ، بحث مفصلترى در اطراف اين مطلب خواهد شد . ب ) قبلًا اشاره كرديم كه حيوان بهواسطهء وضع خاص ساختمانى بدنى و جهازات طبيعى